۱۳۹۷ يکشنبه ۲۸ مرداد
A+
A-
گفتگو با خانواده شهدا
گفت و گو با همسر شهید محمد مهدی کریمی رزکانی

شهید محمد مهدی کریمی رزکانی متولد 21/6/1327، متاهل و دارای دو فرزند پسر و یک دختر است. او در تاریخ 29/10/1365 در منطقه عملیاتی "شلمچه" و در حال انجام فرایض دینی (نماز) به شهادت رسید.
نام پدرش علی اکرم و شغلش کشاورزی بود؛ مادرش حوره سلجوقی و همسرش معصومه کریمی رزکانی نام دارند.
از شهید کریمی سه فرزند به یادگار مانده است. فرزند اول او مجتبی متولد 1354 لیسانس حقوق و در تهران دفتر وکالت دارد. صابر پسر دوم او متولد سال 1361 دانشجوی سال سوم مهندسی مکانیک است و دخترش مهدیه متولد 1356 است که ازدواج کرده و فرزند خردسال دارد.
همسر شهید کریمی می گوید: "مهدی ارادت خاصی به مادرش داشت شاید به این دلیل که پدرش را در سن پنج سالگی از دست داده بود. به طوری که تا مادرش اجازه اعزام به جبهه او را صادر نکرد به جبهه نرفت. زمانی که حضرت امام (ره) فرمودند: برای رفتن به جبهه نیازی به کسب اجازه پدر و مادر نیست او راهی جبهه ها شد. البته در آن زمان سازمان آب نیز به او نیاز داشت و اجازه مرخصی بدون حقوق عازم جبهه شد."
شهید کریمی سیزده سال سابقه کار در سازمان آب کرج داشت و در قسمت نصب انشعاب آب مشغول بود. وی در سال 64 به مدت چهار ماه در جبهه حضور داشت. مرتبه دوم، اواخر سال 65 در منطقه شلمچه، در حالی که به نماز ایستاده بود از ناحیه سر مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و شهید شد. او پیش نماز گروهان بود.
همسر شهید کریمی طی سالهای پس از جنگ با تلاش و سختی فراوان بچه های خود رابزرگ کرد و امروز شاهد به ثمر نشستن زحمات چندین ساله خود است. خانم معصومه کریمی رزکتنی فرمانده سپاه بسیج شهید کریمی در رزکان است و هر سه فرزند او نیز بسیجی هستند.
از ویژگی های شهید کریمی می توان به مردمی بودن، ارادت به ائمه اطهار و صادق و راستگو بودن اشاره کرد. او همیشه در رای گیری های محلی برای انتخاب میئول رای اول را می آورد؛ چرا که همه او را امین و درستکار می دانستند.
پیکر شهید بزرگوار "کریمی" در محله رزکان کرج و در قسمت قبور شهدا به خاک سپرده شده است.
 
 
 
 گفت وگو با برادر شهید سید احمد میر حیدری توران پشتی

شهید سید احمد میر حیدری متولد 1335، متاهل و دارای دو فرزند دختر است. او در تاریخ 18/12/1362 در فکه با اصابت مستقیم گلوله توپ 106 به خودرو به درجه رفیع شهادت نایل شد.
نام پدرش سید عباس شغلش کشاورزی و مادرش معصومه خانه دار بود. پدر ومادر هر دو فوت کرده اند.
هر دو دختر شهید میرحیدری ازدواج کرده و متاهل هستند و هم اکنون از زندگی خوبی برخوردارند.
شهید میرحیدری در سازمان آب منطقه ای کرج به عنوان تلفنچی مشغول بود و نزدیک به 10 سال سابقه کار داشت. او نخستین داوطلب بسیجی از سوی شرکت، برای اعزام به جبهه ها بود. وی در جبهه به عنوان راننده جیپ توپ دار خدمت می کرد که توسط اصابت گلوله توپ دشمن به خودرو وی و به علت شدت انفجار، پای راستش به طور کلی از بدن جدا شده، و به شهادت رسید.
برادر بزرگ او آقای سید عزیز میر حیدری می گوید: او در اخلاق و درستی نمونه بود و در انجام کارهای خیر همیشه پیش قدم بود.
 
 
 
گفت وگو با خانواده شهید سهراب کیا

شهید سهراب کیا متولد 9/2/1339 مجرد، دیپلمه، تاریخ شهادت 18/4/1365، محل شهادت:"منطقه عملیاتی مهران" عملیات کربلای یک، نام پدر: حجت الله و شغلش معلم بود.
شهید کیا در سال 1339 در خانواده ای مذهبی در شهر کرج به دنیا آمد. "پدر بزگوارش" ملاغلامرضا از روحانیون روستای برغان از توابع ساوجبلاغ بود. به گفته ی پدر بزرگش، حدود چهارصد سال است که در این خانواده در ایام تاسوعا و عاشورای حسینی تعزیه خوانی و سوگواری سالار شهیدان برگزار می شود.
شهید سهراب کیا، همزمان با آغاز جنگ تحمیلی و برای دفاع از ناموس و خاک پاک وطن به گروه فداییان اسلام پیوست. این گروه با فرماندهی دکتر چمران به انجام جنگ های چریکی و نامنظم شهرت داشتند. در واقع او نخستین گروه اعزامی فدائییان اسلام که از شهر کرج راهی جبهه ها شد، حضور داشت.
وی از زمان حضورش در جبهه ها تا روز شهادتش سه مرتبه به جبهه رفت. یکبار در منطقه خطرناک "دهلاویه" مجروح شد؛ به گفته هم سنگرش مدت سه شبانه روز زیر علوفه ها پنهان شدند به طوری که خانواده اش تصور می کردند سهراب شهید شده است. در همین ایام بود که دکتر چمران نیز به فیض شهادت نایل شد. سومین مرتبه که به جبهه رفت در منطقه مهران و در عملیات کربلای یک از ناحیه کمر مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت؛ او "تیربارچی" بود و شهید محمدی که کمک تیربارچی او بوده و پس از شهید کیا به شهادت رسیده گفته بود: "وقتی سهراب از ناحیه کمر مورد اصابت ترکش قرار گرفت، او را از زیر خاک ریز پایین آوردم و سعی کردم جلوی خونریزی اش را بگیرم؛ اما شدت خونریزی زیاد بود و سهراب پس از نیم ساعت شهید شد."
مزار شهید سهراب کیا در روستای برغان و در صحن امامزاده ی این روستا قرار دارد. گفتنی است که ازین خانواده یک شهید دیگر یعنی برادر بزرگ تر او "سلیمان کیا" به درخت تنومند انقلاب هدیه شده است که در سال 1362 و در منطقه "فکه" مفقود شده و تا کنون نیز از جنازه وی خبری نیست و به عنوان "شهید گمنام" مفتخر است. وی کارشناس حقوق بوده و آخرین پست اداری او معاون دادستان قرارگاه انقلاب بوده است.
 
 
تاریخ به روز رسانی:
1396/12/27
تعداد بازدید:
136
Powered by DorsaPortal